۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

اهمیت مبارزان حرفه ای


در تحلیل فراز و فرود وقایع سال گذشته جنبش سبز نظرات گوناگونی را شنیده ایم بسیاری عدم رهبری قدرتمند وجسور را علت انسداد فعلی می دانند وگروهی هم مردم را مقصر اصلی می شمارند. اما در مواجهه با این مسئله اغلب از پرداختن تحلیلی آن گذر کرده اند. یکی از نکاتی که همواره مغفول مانده است آن بوده که چرا با حضور میلیون ها تهرانی در خیابانها بکرات در مدت 7 ماه به مطلوبی دست نیافتیم. که بدین منظور در این مقاله کوشیده خواهد شد تا با تعریف مبارزان حرفه ای فقدان آنها را در ایجاد ،ساماندهی و رهبری تجمعات بررسی کنیم.

تعریف: مبارز حرفه ای فردی است که هدف اصلی در زندگی خود را مبارزه نهاده است ودر این راه آماده پرداخت هر نوع هزینه ای هست. اما از سوی دیگر با فراگیری لوازم مبارزه همواره ازگرفتار شدن به دست دشمن می گریزد.

مشخصه اصلی تجمعات توده ای حضورانبوه مردم عادی در آنست. مردمی که در نوع خود کار بسیار بزرگی کرده اند که با وجود خطرات گوناگون که یکی از مهمترین آنها تهدید شغل و امنیت خانواده شان است پای به میدان گذاشته اند. هر فرد عادی هنگامیکه می خواهد پای در خیابان بگذارد برای مخالفت، همواره این هشدار در گوشه ذهنش هست که در حضورش زیاده روی نکند چرا آنکه ضمانتی وجود ندارد که وی در بند گرفتار شود و مثلا مدتی بعد با سرنگونی حاکمیت از بند خلاص شود. بعبارتی دیگر اگر هدف نهایی حضور خیابانی را متلاشی کردن حکومت بدانیم تعریف مسئله به یک جنگ نامتقارن شهری تبدیل خواهد شد. مختصات چنین نبردی چنین است.
در سمت حاکمیت نیروهایی آموزش دیده و مسلح به انواع واقسام تسلیحات که وظیفه وشغلشان سرکوب نا آرامی است وجود دارند. والبته با توجه به واقعیت جامعه می توان این انتظار را داشت که قلبا حداقل در مقابل مردم خنثی هستند به این معنی که دوست ندارند به هموطن خویش صدمه بزنند اما بجهت ترس از عواقب و تنبیهات سختی که حتما در انتظار وی خواهد بود به هر حال فرمان ما فوق را اجرا می کنند.
 در سوی دیگر مردم عادی باتمام گرفتاریهایشان که تنها مزیتشان بر سمت حاکمیت تعداد نفراتشان هست و مسلما حضورشان در خیابان رفتاری مجرمانه. اما بهر حال در این نبرد مردم می توانند پیروز باشند اگر حرکت آنها هدفمند وبرنامه ریزی شده باشد و این غیر ممکن است مگر آنکه فرماندهان میانی که ما آنرا مبارزین حرفه ای می نامیم بطورهماهنگ به حد کافی در میان مردم توزیع شده باشند.

وجهی که در بالا بحث شد بنوعی آخرین وظایف ایشان در فرایند سرنگونی است که جزییات بسیاری نیز خود دارد و درجای خود باید بررسی شود. اما در وضعیت امروز ما که مردم در خانه های خود عقب نشینی کرده اند ایشان وظایف مهمتری نیز دارند.

ابتدا بیان یک فکت: شرط لازم انقلاب انباشته شدن خشم وسوالات بسیار در میان توده مردم در زمانی کوتاه است. اما این شرط کافی نیست. بسان متراکم شدن مخلوط بنزین وهوا در موتور که تا جرقه ای در زمان مناسب زده نشود انفجاری هم صورت نمی گیرد. در وقوع انقلاب هم ما دو پارامتر مهم زمان و عامل انفجار را نیاز داریم. بسیار شنیده ایم  که انقلاب قابل پیش بینی نیست. انقلاب خود بخود صورت می گیرد .اما بنظر می رسد این نظر در پی نهادن نقطه ای زود هنگام در بحث و تحلیل انقلاب است.
مدلی که از انقلاب در ذهن می توان داشت اینستکه بخشی که مرتبط با انباشتن خشم متراکم در مردم است بنوعی در اختیار کسی نیست اما بخش فوران این خشم مسلما جای تحلیل و مدیریت دارد.
حال بحث را بازتر می کنیم. خشم ماده انفجاری است اما به تنهایی کاری از آن ساخته نیست. خشم را دو چیز می تواند به حرکت وا دارد. یا جنون یا امید. هنگامیکه خشم گین هستی اگر بدانی که واکنشت با شکست مواجه می شود خشم خود را فرو می خوری مگر آنکه به هر دلیلی  از تعادل روانی خارج گردی وبه عواقب رفتارت نیندیشی(جنون). حالت سوم اینستکه برای واکنشت موفقیت را ببینی. مسلما  رفتار جنون آمیز به نابودی می انجامد. لذا برای یک انقلاب موفق احتیاج به عاملی بسیار مهم بنام امید نیز هست. و در انتها زمان مناسب برای فوران نفرت عمومی که باید به فرمان رهبران صورت گیرد.

حال به وضع امروز بپردازیم. در طی چند ماه آینده انتظار انباشته شدن خشم و نفرت در میان مردم بسیار بالا خواهد بود. اما متاسفانه امید در میان مردم در وضع بسیار بدی قرار دارد. نقش کلیدی مبارزین حرفه ای در این زمان بالا بردن سطح امید در میان عامه مردم با انجام حرکت های شجاعانه و جسورانه است که صد البته شرط مهم آن گیر نیفتادن ایشان است. بنظر اینجانب اگر ما نتوانیم در این چند ماه این امید را به مردم تزریق کنیم با دشواری های عجیب و غریبی پس از آن دست وپنچه نرم خواهیم کرد. یکی از این مشکلات فرو پاشی شخصیت مردم خواهد بود خشمی را که می توانستند به سمت حاکمیت نشانه روند نسبت به یکدیگر روا خواهند داشت و برای گذران زندگی خود یکدیگر را قربانی خواهند کرد.

آنچه که در بالا گفته شد اهمیت استراتژیک مبارزان حرفه ای بود واما در مورد جزییات عملیاتی ایشان مسلما نباید در اینجا واردبحث شد. اما طبق اصلی که گفته شد (عدم گیر افتادن) توسل به روش های ابتکاری و تکنولوژیکی یکی از راه های مهم خواهد بود. بطور کلی اگر بخواهیم بگوییم مبتنی بر دانش  مکانیک، شیمی و مخابرات می توان تجهیزات و عملیات های بسیاری طرح ریزی کرد که پیام جنبش را بطور جسورانه ای به مردم منتقل کند(وصد البته بدون خشونت). بخش خارج نشین جنبش نقش کلیدی که در این زمینه می تواند داشته باشد تهیه طرح های ساخت این تجهیزات است بطوریکه نیروهای فعال بدون سعی و خطا این تجهیزات را بتوانند بسازند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر