۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

دلایل آخوند خراسانی در مخالفت با حاکمیت فقها یا ولایت فقیه(2)


در مطلب قبل 5 دلیل آخوند خراسانی در مخالفت با حکومت فقها آورده شد(http://sabzlink.com/story.php?id=42862). نکاتی که  بیش از 100 سال پیش آنها را پیش بینی کرده بود و هم اکنون ما مبتلا به آن هستیم. اهمیت این دلالیل صدالبته این است که از سوی یکی از بزرگان نامدار حوزه در تاریخ معاصر ذکر شده اند و می توانند تکیه گاه محکمی برای عقب راندن روحانیون از حکومت وفرستادنشان به جایگاهی که مناسب آنهاست باشد. اینرا نباید فراموش کنیم که دینداری در وجود اکثر ایرانیان آمیخته شده است. شاید اینروزها بسیاری را ببینیم که به هیچ قید دینی پایبند نیستند اما هنوز به اساس دین اعتقاد دارند. شاید هرکدام از ما ایرانیانی را دیده ایم که از لحاظ قیود دینی کاملا لا ابالی هستند اما در هنگام مشکلات و گرفتاریهایشان به دعا و نذرو نیاز متوسل می شوند. و البته این را هم باید اضافه کردکه برخلاف اندیشه دین ستیزان که آن را نوعی جهل می دانند باز تولید خداباوری و مذهب گرایی در جوامعی که سالیان دراز بطور سیستماتیک با دین جنگیده اند نشان دهنده آنستکه در دین جوابهایی به برخی از نیاز های بشر وجود دارد که در هیچکدام از استدلال های  پرطمطراقشان یافت نمی شود.
لذا آزادی خواهی در ایران مسئله ایست که چه ما دوست داشته باشیم چه نه به مسئله مذهب گره خورده است. و حل تناقض های آزادی و مذهب بطور یقین سری بنام روحانیت دارد .ازاینرو  مسلما حمایت ما از گروهی از روحانیت (نظیر آیت الله وحید) که مخالف حضور فقها در حاکمیت هستند اهمیتی راهبردی برای ما خواهد داشت. وصد البته بنظر می رسد این آخرین فرصت ها برای روحانیت باشد تا با موضع گیری عقلانی و بموقع خود ازدین ستیزی مفرطی که ممکن است  بعد از سقوط جمهوری اسلامی ظهور کند جلوکیری کنند.
درادامه این مقاله 5 دلیل دیگر آخوند خراسانی ذکر می شود:

6- مردم ما را نايبان امام زمان مى دانند و وقتى حكومتى برپا كنيم و خود در رأس تشكيلات حكومت قرار بگيريم، توقع دارند حكومت ما همان گونه باشد كه حكومت آن بزرگوار خواهد بود؛ و همانطور كه يملاء الله به الارض قسطاً و عدلا و تصلح فى ملكه درباره او فرموده اند ما هم كه نايب او هستيم، اگر در رأس تشكيلات حكومت باشيم، مردم انتظار دارند كه در همه جا عدل و انصاف حاكم باشد و گرگ و ميش از يك جوى آب بخورند. اگر اين انتظار برآورده نشود، اعتقاد مردم نسبت به استقرار عدالت در عصر امام زمان  و بلكه نسبت به ظهور و شخصيت آن بزرگوار متزلزل خواهد شد. و اين مدعا بديهى است و نيازى به دليل ندارد؛ از طرف ديگر هم باتوجه به مبانى نظرى و هم باتوجه به تجربه هاى تاريخى و هم مهم تر از همه، معصوم نبودن حكام، برپايى حكومت شرعىِ حقه براى ما ممكن نيست. اما به لحاظ نظرى، از اين جهت كه برپايىِ حكومت شرعىِ حقه، فقط و فقط از امام معصوم ساخته است. خصيصه شرعى نبودن براى هر حكومتى كه غيرمعصوم  در رأس آن باشد، مثل سياهى و سرخى و زردىِ رنگ است براى فردِ سياه پوست و سرخ پوست و زردپوست همان طور كه - مثلا - سياهى، از پوست فرد سياه پوست زائل شدنى نيست، خصيصه شرعى نبودن نيز از حكومت غيرمعصوم زائل شدنى نيست.


7- درحال حاضر كه دست ما از مناصب حكومتى و امتيازات آن كوتاه است، اين همه اختلاف و كشمكش در ميان ماست كه حتى در بسيارى موارد، كار به تكفير و تفسيق هم مى كشد، حال اگر قرار شود مناصب حكومتى و امتيازات مربوط به آنها هم در اختيار ما باشد، به دليل رقابتى كه براى دستيابى به اين مناصب و امتيازات ميان ما در مى گيرد،اختلاف و دعوا بين ما بسيار بيشتر خواهد شد،آنگاه که عامه مردم  مى بينند پيشوايان دينى شان براى ربودن منصبهاى حكومتى وامتيازات دنيوى به جان هم افتاده اند، چه فكر مى كنند؟ آيا با مشاهده اين نزاع ها، اعتقاد مردم به پيشوايان دينى شان و بلكه نسبت به اصل دين متزلزل نخواهد شد؟

8- بسيارى از ما تصور نادرستى داريم و مى پنداريم كه چون چند كلمه فقه و اصول بلديم، صلاحيت اشتغال به همه مشاغلى را داريم كه لازمه تصدىِ هر يك از آنها تسلط بر يك يا چند رشته از علوم قديم يا جديد است، و مى توانيم جواب همه مسائلى را بدهيم كه لازمه پاسخگويى به هر يك از آنها تبحر در يك يا چند شاخه از دانشهاى پيشين يا امروزى است. از خاتم مجتهدين و استاد قاطبه فقها شيخ اعظم (شيخ مرتضي انصارى) بياموزيم كه با همه تسلط بى نظير خود بر علوم دينى، هرگاه من  پرسشى در باب مسائل حكمى(فلسفي) از او مى كردند مى فرمود وزير داخله اسلام هستم اين سؤال را از حاجى سبزوارى بكنيد كه وزيربا اين مقدمه اگر ما بخواهيم مناصب حكومتى را در «. خارجه اسلام استدست بگيريم، لازمه اش آن است كه براى تمامى اين مناصب، افرادىداشته باشيم كه هم در حدود وظايف خود قوانين اسلامى را بدانند و هم متدين واقعى باشند و هم درس مديريت خوانده و شيوههاى مختلف اداره امور كشور را تعليم گرفته باشند؛ وگرنه آنگاه ما حتى براى يك دهم مناصب موجود، افراد شايستهاى كه هر سه شرط را داشته باشند نداريم. اگر هم به يكى دو شرط از اين سه شرط اكتفا كنيم، نتيجه كار بسيار نامطلوب خواهد بود و اوضاع از اين كه هست، بدتر خواهد شد. ومردمى كه مى بينند به دليل مثلا عدم آگاهى و مدير و كاردان نبودن افراد ما، اوضاع نامطلوبى حاكم شده است، نسبت به ما و بلكه نسبت به اصل دين بدبين خواهند شد. اين است كه مىگوييم حكومت دينى، اگر صاحب منصبان مدير و كاردان نداشته باشد، خطرش و ضررش براى دين، از حكومت غيردينى و ضد دينى هم بيشتر است.

9- حدود هزار و سيصد سال است كه حكومت اسلامى نبوده و اسلام بوده است. اسلام را حكومت اسلامى نگاه نداشته، بلكه حوزه و فعاليتهاى حوزه اى نگاه داشته است، يعنى تعليم و تعّلم، تحقيق، تأليف، ارشاد، وعظ و امثال اينها. هرگونه خللى دراين فعاليتها بهوجود آيد، بزرگ ترين ضربه ها به حوزه و به اسلام خواهد خورد. آنگاه اين افرادى كه ما در حوزه داريم، اگر به سراغ مناصب حكومتى بروند، بدون شك از وظايفى كه در حوزه دارند باز مى مانند و نتيجه آن، خلل در فعاليتهاى حوزه اى و ضربه خوردن به اسلام است.

10- مشكل ديگر، مشكل حواشى و بستگان ماست كه ما را احاطه كرده اند و با سوء استفاده از موقعيت و جايگاه ما، هزار جور كار خلاف مى كنند كه هم آبروى ما و علماى دين بر باد مى رود و هم عامه مردم با ملاحظه كاريهاى آنها ايمان و اعتقاد مذهبى شان سست مى شود.(آخوند مثال های فراوانی از سوء استفاده فرزندان و نزدیکان علمای مشهور آن زمان می زند وسپس ادامه می دهد) اكنون كه مناصب حكومتى و امتيازات آن در اختيار ما نيست، اوضاع چنين است. اگر آن مناصب و امتيازات در اختيار ما باشد چه خواهد شد؟ جز اين كه اطرافيان ما، ما را نردبان و پلى قرار دهند براى دسترسى و دستيابى هرچه بيشتر به خواسته هاى دنيوى و آن هم از طرق نامشروع، و آخرت ما را خراب كنند تا دنياى خود را آباد كنند؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر