۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

تحلیلی بر تک نرخی شدن ارز

با اعلام نرخ جدید ارز به قیمت 1226 تومان و اعلام اینکه صرافی ها هم بیتشر از 5 درصد بالاتر از این قیمت نمی توانند ارز را بفروشنند به این فکر کردم که آیا تثبیت قیمت دلار با این نرخ امکان پذدیر است یا نه. به همین دلیل به معادله ای که بتواند شرایط قبل از تک نرخی شدن ارز و بعد از آنرا همتراز سازد اندیشیدم. اگر نرخ ارز بازار آزاد را F، دولتی را G و نرخ دلار تک نرخی را U در نظر بگیریم و نسبت ارز مصرفی در بازار آزاد را a و نسبت مصرف ارز دولتی را b در نظر بگیریم، خواهیم داشت:

aF+bG=U
a+b=1
حال با احتساب نرخ های قبلی خواهیم داشت:

1600a+1126(1-a)=1226
474a=100
که a تقریبا 0.2 وb تقریبا 0.8 خواهند شد..
معنای این نسبت ها اینستکه اگر دولت مصرف کننده 80 درصد ارز باشد و بازار آزاد 20 درصد. بازار ارز با نرخ جدید می تواند به تعادل برسد. البته این اساسا به این بستکی دارد که منابع ارزی دولت دچار تغییر نشوند که دراینصورت آنها ناچار به تغییر قیمت ارز خواهند شد.
این ارقام و نسبتها اطلاعات جالبی را هم به ما میدهد.

۱.منابع ارزی ایران نسبت به زمان دلار ۹۵۰ تومان حدود ۲۰٪ کاهش یافته است.


۲.افزایش نرخ دولتی ارز به  معنای گران شدن مجدد تمام کالاها به مقدار ۱۰٪ خواهد بود.

۳. دولت با آگاهی از تبعات افزایش یافتن نرخ دولتی ارز تاکنون از تک نرخی شدن آن جلوگیری کرد بود و سعی می کرد با سوء استفاد ه از بازار آزاد ۲۰ درصدی کسری بودجه خود را برطرف سازد. این روند تا زمان دلار ۱۶۰۰ تومانی برایش ایده آل بود اما با افسار گسیخته شدن بازار ارز مجبور به تن دادن به تک نرخی شد.

۴.با تحریم های بیشتر بعید بنظر می رسد که دولت بتواند به سیاست تک نرخی وفادار بماند و درآن هنگام است که باید شاهد صعود نجومی قیمت دلار باشیم.

۵. توصیه به مردم اینکه تا می توانید از دلارهای ارزان که به بازار ارایه می شود بخرید که با اعمال تحریم های اروپا روزگار ارزی سیاهی در پیش خواهیم داشت.


۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

برای حمایت از احمدی نژاد متحدان امریکائی اسرائیل وارد عمل شدند

در میان دوستان بالاترینی، سایت پیک نت خوشنام نیست. بیشتر به جهت اراپه خبرهای بدون منبع و گاها غلط اما این تفسیر خبر پیرامون درخواست پیگیری قضایی احمدی نژاد توسط سازمان ملل که از سوی سازمانی بنام مسیحیان متحد اسراییل انجام شده است بسیار قابل تامل می باشد. علی الخصوص که مدتی است احمدی نژاد به اسراییل کاری نداشته است. 

 برای حمایت از احمدی نژاد متحدان امریکائی اسرائیل وارد عمل شدند
یک سازمان آمریکایی بنام «مسیحیان متحد اسرائیل» قصد دارد با جمع‌آوری طوماری و ارائه آن به دبیر كل سازمان ملل، خواستار پیگرد قانونی محمود احمدی‌نژاد شود. این سازمان در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد از میان کشیشان دست راستی امریکایی تشکیل شده است. "مسیحیان متحد اسراییل" در بیش از 5 سالی که از تاسیس آن می گذرد توانسته از سخنرانی های جنجالی و تحریک امیز احمدی نژاد بهره برداری های تبلیغاتی و مالی بسیار خوب و زیادی بسود خود و اسراییل کند. ظاهرا خراب شدن موقعیت احمدی نژاد در درون ایران٬ گردانندگان این سازمان را به وحشت انداخته بنحوی که با طرح این طومار عملا بسود احمدی نژاد وارد میدان شده اند. این سازمان می خواهد با تبلیغ محاکمه احمدی نژاد در سازمان ملل، در واقع برای وی یک حاشیه امن داخلی درست کرده و مانع برکناری و محاکمه احتمالی وی و اطرافیانش را از درون ایران شود. چند ماه پیش و در آغاز درگیری‌ها در راس حکومت نیز هواداران احمدی نژاد خبری جنجالی درباره حمله قریب الوقوع اسراییل به ایران منتشر کردند که پس از چند روز دروغ بودن آن اثبات شد.

منبع پیک نت:
http://www.pyknet.net/1390/10khordad/31/page/36Amrikayi.php

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

برآوردی از آرایش نیروهای سرکوبگر در روز25 بهمن


پیروزی چیزی دور از دسترسی نیست اگر باهوش باشیم و از چگونگی وقوع فرآیندها مطلع باشیم. پیرو مقاله قبلی سعی می کنم توصیفی از آرایش نیروهای ضد شورش و لباس شخصی ارائه کنم تا بتوانیم به این بحث بپردازیم که برا ی خرد کردن این آرایش چگونه می توان رفتار کرد.

 ابتدا تخمینی از نفرات:
مسیرمیدان امام حسین تا میدان آزادی 17 کیلومتر است، برای آنکه بتوانند این مسیر را قرق کنند بعلاوه خیابانهای اصلی دیگری نظیر حافط ولیعصروکریم خان حدودا احتیاج به ۱۵۰۰۰ نیروی سرکوبگر دارند که البته  در صورت وقوع درگیری  بصورت دسته  های 20 نفره آرایش می گیرند. حال سوال اساسی این است آنها چگونه میخواهند این ۱۵۰۰۰ نفر را تامین کنند. چه تعدادی نیروی ضد شورش حرفه ای چه تعدادی بسیجی. گرد آوری چنین نیرویی البته کار ساده ای نیست. این جمعیت یک لشگر است که من بعید می دانم آنها لشکری از نیروهای ضد شورش دراختیار داشته باشند. آنچه که برآورد من است آنها یک تیپ  ضد شورش در حدود 4000 نفر دراختیار دارند که نیمی از آن باید در حال استراحت باشد. و لذا مجبور خواهند بود بقیه نفرات (۱۳۰۰۰نفر)را با نیروهای بسیجی پر کنند. که ابته با همین تعداد هم باید در حال آماده باش در پایگاههای مربوطه باشند. مسلما آماده کردن این تعداد بسیجی نیز کار ساده ای نیست اما طبق گفته سازگارا آنها قصد دارند نفراتی که برای 22 بهمن به تهران می آورند را تا 25 بهمن به همین دلیل نگه دارند. کسانی که به سربازی رفته اند میدانند هیچ  وضعیتی بدتر از آماده باش نمی تواند شرایط روانی نیرو را بهم بریزدآنهم برای سه روز بدور از شهر و خانواده  مسلما باعث افت روحیه این نیروها خواهد شد .
اما مسئله مهمتر از خیابان انقلاب -آزادی . خیابانها و فرعی های منتهی به آنهاست که تجمعات اولیه در آنها شکل می گیرد(حدود 20 خیابان اصلی و 50 فرعی). مسلما براساس محاسباتی که انجام شد آنها توانایی قرق این خیابان ها را نخواهند داشت و بنابرتجارب قبلی از روش همیشگی شان استفاده خواهند کرد. حضور نفرات نفوذی با ظاهری غلط انداز در هر خیابان .هرکدام از این افراد موظف  به جابجایی مستمر د رحوزه مسئولیتش است. اگر تجمعی بیش از حد در هر فرعی صورت گیرد وظیفه این فرد اطلاع به  ستادهای فرماندهی است. در ستادهای فرماندهی براساس اولویت دسته ای موتوری را جهت متلاشی کردن تجمعات در فرعی ها می فرستند. البته گشت های اتفاقی نیز جزو برنامه آنها خواهد بود.
شاید بتوان گفت که کلیدی ترین نیروهای سرکوب نفرات موتور سوار هستند ولذا دانستن تعداد آنها برای ما می توانداهمیت داشته باشد. تخمین من از آنها حدود 500 نفر است که هر دو نفر هم بر یک موتو ر سوار می شوند. یعنی 250 موتور.هر دسته موتور سوارنیز شامل 20 الی 30 نفر هستندو با توجه به محدودیت نفرات موتور سوار فلج کردن هر موتور کمک بسیار بزرگی می تواند باشد. بعلاوه شناسایی و خنثی کردن نفراتی که مسئول گزارش دادن وضعیت فرعی ها هستند نیز می تواند کمک کند.
مسئله بعدی  پایگا ههای پشتیبانی این نیروهاست. مهمترین این پایگاه ها لانه جاسوسی و ورزشگاه شهید شیرودی است که در آنها امکان دپو نیرو و تجهیزات وجود دارداما مسلما از هر پایگاه بسیج نیز بعنوان پشتیبان استفاده خواهد شد اگر دوستان بتوانند لیست این مقرها را در بیاورند نیز اطلاعات مفیدی خواهند بود.
و آخرین موضوع ستادهای فرماندهی این نیروهاست، چه کسانی پشت مدیریت این نیروها قرار می گیرند و در چه ساختمانهایی نیز در مرحله ای خاص حتما بکار می آید.
اما راه شکستن چنین آرایشی بستگی به تعداد نفراتی دارد که قصد حضور در راهپیمایی را دارند. اگر پتانسیل جمعیتی حدود 50 هزار نفر در پشت مرزهای سرکوب وجود داشته باشد. آنگاه فعایت چند دسته 20 نفری هماهنگ می تواند این پتانسیل را به جنبش در آورد. مهمترین وظیفه این دسته ها فلج کردن نیروهای موتوری است تا بتوانند هسته اولیه تجمعات را شکل دهند.

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

تحلیل وضعیت های پیش رو در روز25 بهمن

موفقیت حاصل تلاقی آمادگی و شانس مساعد است. آمادگی و آگاهی شرط لازم دسترسی به مطلوب هستند اما کافی نیستند وقایعی که  کنترل آنها خارج از دستان ماست می توانند بگونه ای رخ دهند که با تمام زحمات و تلاش هایمان، به هدفمان نرسیم . البته حالت دیگر هم ممکن است که سلسله اتفاقات جبران کم کاری را بکنند. اما به هر حال وضعیت بهینه اینستکه ما همواره دانش و توانایی خود را افزایش دهیم تا احتمال وقوع وضعیت  مطلوب افزایش یابد. این مقدمه را از آن جهت گفتم که خروجی راهپیمایی 25 بهمن را نمی توانیم پیش بینی کنیم اما می توانیم شرایط محتمل را بررسی کنیم وخود را برای آنروز بهتر آماده نماییم..
این را می دانیم که هدف رسمی و پایه راهپیمایی، حمایت از جنبش مردم در مصر و تونس است . اما کسی نمی داند چه اتفاقاتی قرار است در آن روز رقم بخورد چند نفر از سمت مردم می آیند در سمت حاکمیت چه سیاستی را دنبال خواهند کرد و مواجهه این دو جبهه به چه وضعیتی منجر می شود. اما ما می توانیم با در نظر گرفتن حالات مختلف خود را برای شرایط گوناگون آماده کنیم. برای تحلیل وضعیتی را در نظر می گیریم که در سمت حاکمیت خیابانها پر از نیروهای سرکوبگر شده باشند که  به احتمال بالایی  اینگونه هم خواهد بود اما در سمت مردم:


1.تعداد قابل توجهی از مردم نیایند، در این وضعیت آنچه که می توان انتظار داشت تجمع های کوچک و پراکنده خواهد بود. البته بهترین روش کنش در چنین وضعیتی تمرکز برروی اهداف حداقلی که همان حمایت ازمصر و تونس است باید باشد با دو فاکتور که اولا این حمایت ها از سوی جنبش سبز است دوم اینکه شعارها طعنه هایی هم به دیکتاتورهای وطنی بزند، اما سردادن شعارهای مستقیم علیه جمهوری اسلامی بنظر منطقی نمیرسد چرا که باعث افزایش دستگیری ها و سرکوب شدید می شود.

2.جمعیت بالایی حضور یابند. در اینصورت 25 بهمن می تواند روز سرنوشت سازی برای جنبش سبز باشد. نقطه آغاز پایین کشیدن جمهوری اسلامی، به شرط آنکه در خیابانها بتوانیم مقاومت کنیم و صحنه تظاهرات را به مناطق دیگر شهر هم بکشانیم. بنظر میرسد ما خودرا برای وضعیت دوم آماده نکرده ایم . شاید این شرایط برای عده ای غیر واقعی و دور از دسترس بنظر رسد. منهم در این مقاله سعی در تقویت این نظر ندارم اما تحلیل این وضعیت ونیازمندیهایش هیچ ضرری ندارد و با فرض کمی هم اگر اتفاق بیفتد آگاهی ما از نیازمندیهایش بسیار مفید می تواند باشد. در این وضعیت چیزی که مسلم است احتمال درگیر شدن نیروهای سرکوبگر و مردم بسیار بالامی رود و این خود می تواند ما را در وضعیت ناآرامی های گسترده در سطح شهر قرار دهد. اگر ما به این وضعیت وارد شدیم وقوف ما به نکات زیر با توجه به تجارب سال گذشته و اتفاقت مصر می تواند بسیار راهگشا باشد.

1-2.  حل کردن مسئله ترس با خود در این چند روز، غلبه بر ترس های مختلفی که در چنین شرایطی به سراغ انسان می آید. کشته شدن، دستگیر شدن، شناسایی و گرفتار شدن در روزهای بعدی و... با اتکا به این حقایق که ما برای پیروزی آمده ایم لذا دستگیری و شناسایی اهمیتی ندارد هنگامیکه در مدتی کوتاه جمهوری اسلامی ساقط می شود . اما ترس از مرگ اگر مذهبی هستیم که این اعتقاد همواره با ما بوده است که مرگ دست خداست ولی کیفیت زندگی به عمل ما بستگی دارد. اگر هم مذهبی نیستیم بر آمارو احتمال تکیه کنیم که از ده ها هزار نفر که  دردرگیری ها مشارکت می کنند مثلا 100  نفر کشته می شوند که احتمال وقوع آن برای من شاید معادل احتما ل وقوع مرگ من در سقوط هواپیما یا تصادفات جاده ای و... باشد. لذا عقب نشینی من از میدان نبرد مثال خود کشی از ترس مرگ خواهد بود. ما البته این نکته را همواره باید درنظر بگیریم که ما درنبرد در چنین وضعیتی مزیت هایی نسبت به مصر داریم و یکی از مهمترین آنها وجود ارتش است که در صورت اسلحه کشیدن سپاه با تقاضای مردم حتما به مردم خواهد پیوست. والبته با توجه به خبرهایی که از زبان خود حاکمیت هم درز پیدا کرده بدنه سپاه هم با مردم است.

2-2.  تشکیل سریع تیم های فرماندهی میانی  و برقرای ارتباط بین آنها ، نقطه ضعفی که ما در سال گذشته داشتیم اما مصری ها آنرا رعایت کردن. نوع درگیری های آنها و سازماندهی ایشان نشان از وجود یک فرماندهی قوی در پشت مقاومت هاست. کسانی که در خود توانایی چنین مسئولیتی را می بینند باید به جزییات آن در این مدت بیشتر بیاندیشند

3-2. پشتیبانی مدام نفرات درگیر، رساندن مواد غذایی، پتوو... که مهمترین روش آن جمع آوری از خانه های اطراف خواهد بود.

4-2. افزایش آگاهی ما از پایگاه ها پشتیبانی نیروهای سرکوبگر تعداد نفرات آنها  وطریقه آرایش و تحرک آنها، که من امیدوارم کسانی از جنبش سبز که با این سیستم آشنایی دارند در این چند روزه اطلاعات مناسبی را در اختیار  عموم بگذارند.

۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

وقوع انقلاب در ایران(3)


در مقاله قبل به ارائه دو نوع پدیده مختلف که باعث رفتار انقلاب گونه می شوند پرداختیم که شامل شکست و بازخورد مثبت بودند و با بررسی شرایط ایران به این نتیجه رسیدیم که انتظار وقوع انقلابی در ایران در آینده نزدیک می تواند بر اساس پدیده دوم باشد. بعلت آنکه زندگی عامه مردم هنوز مختل نشده و حاکمیت هنوز می تواند با تنظیم سیاست های سرکوب خود انرژی و خشم مردم را در بین خود مردم مستهلک کند. اما از سوی دیگر خواسته براندازی به دلایلی برتراز نیازهای اولیه در قلب اکثر ایرانیان شکل گرفته است که در صورت ورود این خواسته به دوره  بلوغش می توان فوران خشم توده های مردم را شاهد بود. برای رسیدن به این مرحله نکات زیر ضروری هستند:

  1. عبورما سبزها که بدنه اصلی معترضان به حاکمیت را تشکیل می دهند از رهبران جنبش. بدون شک همه ماسبزها برای ایشان احترام بالایی قایلیم و بسیاری از ما در ایران آزاد آینده با کمال میل به هر کدام از ایشان که برای ریاست جمهوری نامزد شوند رای خواهیم داد. اما بهردلیلی آقایان کروبی و موسوی نشان داده اند که از خط قرمزهایی نمی توانند عبور کنند و چشم دوختن ما به ایشان مسلما ما را در پشت مرزهای سرنگونی جمهوری اسلامی مستاصل و ناامید نگه خواهد داشت. بنابراین اگر می خواهیم این گره کور را باز کنیم باید با نگاه به بطن جامعه که خود نیز از آنیم چاره ای بیابیم که این بمفهوم عبور از ایشان خواهد بود.
  2. استفاده از ادبیات انقلابی . اگر مقاله می نویسیم اگر نظری می دهیم اگر شعار نویسی می کنیم  آشکارا خواسته سرنگونی جمهوری اسلامی را از طریق حضور توده های مردم بیان کنیم و با نوشتن و بحث برروی جزییات آن خواسته انقلاب را در قلب خویش ودیگران بپرورانیم.
این دو عامل در کنار فساد وناکارآمدی روزافزون حاکمیت می تواند جامعه ایران را در مدت کوتاهی در وضعیت انقلابی قرار دهد. اما همانطور هم که در مقالات قبلی اشاره شد فوران این انقلاب و نتیجه بخش بودن آن به وجود مبارزینی حرفه ای بستگی دارد که در طی فرآیند تکوین انقلاب باید به آماده سازی خود از لحاظ فکری وجسمی بپردازندتا نه تنها ناامیدی را از خود دور کنند بلکه  شجاعت خطر کردن را هم بدست آورند. ما برای فراخوان مردم برای حضور در تجمعات گسترده ،نیاز به شعار نویسی های جسورانه، پخش اعلامیه ها بطور فراگیر، استفاده از سیستم های صوتی و... داریم که کاهش ریسک این فعالیت ها با اندیشیدن بر روی طرح ها و همچنین آمادگی جسمانی مناسب برای پیاده سازی آنها می تواند صورت پذیرد.

۱۳۸۹ بهمن ۶, چهارشنبه

وقوع انقلاب در ایران(2)


در ادامه مقاله قبل اینبار با متدولوژی جزء به کل سعی در بررسی وقوع انقلاب در ایران داریم. به این منظوربا ارائه تعریف ساده ای از انقلاب به بحث ادامه می دهیم .
انقلاب: سرنگونی رژیم حاکم در مدت زمانی کم است هنگامیکه که شاید کسی انتظار آن را نداشته باشد.
در این تعریف شاید دو کلمه کلیدی را بتوان نا م برد، زمان و انتظار. دانشحویان و فارغ التحصیلان علوم مبتنی بر ریاضی و فیزیک می دانند که می توان جامعه را بدون از دست دادن عمومیت، سیستمی دینامیکی غیرخطی و پیچیده تعریف نمود. آنچه که مشخصات یک سیستم پیچیده هست آنستکه از تعداد زیادی زیر سیستم و عناصر پایه تشکیل شده است که وضعیت آنها در رفتار کل سیستم اثر می گذارد و رفتار سیستم هم بر رفتار اجزا. دینامیکی بودن سیستم هم یه این معنا است که وقایع در یک  آن زمانی اتفاق نمی افتند و محصول کنش و واکنش های بسیار در طول زمان هستند. این را هم می دانیم که توصیف سیستم های دینامیکی از طریق معادلات دیفرانسیل امکان پذیر است.
با این توصیف کوتاه می توان انقلاب را وضعیتی از سیستم دانست که المانهای سیستم به دلیل شرایط اطرافی از وضعیت رفتار عادی خود خارج می شوند و نوعی از رفتاری را که تا زمانی کوتاه قبل از آن انتظارش نمی رفت را در پیش می گیرند.راه حل پایه مواجهه با هر سیستم دینامیک یافتن مجموعه معادلات دیفرانسیلی است که بر اساس رفتارهای ساده المان های کوچک در زمانی بسیار کوچک می توانند بدست آیند.اما متاسفانه چنین روشی برای توصیف رفتار یک جامعه به دلایل زیر بنوعی غیر ممکن است:

1. پایه ترین المان یک جامعه  عنصری است بسیار پیچیده بنام انسان که سالیان درازی است روانشناسان سعی در فرموله کردن ویژگی های رفتاریش دارند اما هیچگاه نتوانسته اند مدلی کامل از آن ارائه کنند. شاید علت آن هم تغییرسریعتر مدل رفتاری انسان درطول زمان نسبت به سرعت تحقیقات باشد.

2. قرار گرفتن این عناصر پیچیده در کنار یکدیگر روابط پیچیده تری را باعث می شوند که جامعه شناسان سعی در فرموله کردن آن داشته اند که بنظر می رسد دستاوردهای کمتری از روانشناسان داشته اند.

اما ما می توانیم با نگاه کردن به این مسئله از سوی دیگر و در نظر گرفتن حالات ممکن، راهبردی داشته باشیم. به این معنا که چنین رفتارانقلاب گونه ای را در چه عناصر پایه یا سیستم های ساده تری می توانیم بیابیم و با مقایسه تطبیقی سیستم پیچیده وسیستم ساده تخمین هایی از شروع رفتار انقلاب گونه را برای سیستم پیچیده بزنیم.
شاید دو نوع مشخصه را برای تغییرات ناگهانی بتوانیم بر شماریم:

1.شکست. به این معنی که عنصری تحت تحریک فشار بیرونی رفتاری آرام و قابل پیش بینی دارد اما در یک نقطه با افزودن اندکی بیشتر بر تحریک وارد مدی کاملا متفاوت می شود. خم کردن تیغه فولادی شاید مثال واضح آن باشد که در بازه ای از تغییرات نیروی وارده بر آن  واکنشی آرام دارد اما در یک نقطه ناگهان می شکند.

2. بازخورد مثبت، هنگامیکه  خروجی یک المان با ورودی آن جمع شود. که باعث می شود ورودی المان در مدت زمان کوتاهی بصورت تصاعدی افزایش یابد. بهترین مثال برای این پدیده استوانه است که تا حد خاصی آنرا کج نماییم. تاقبل از این نقطه بحرانی نیمی از وزن  استوانه  آنرا همواره به وضعیت پایدار خود برمی گرداند. اما با عبور از زاویه بحرانی جزء به جزء وزنی که تاقبل تعادل استوانه را حفظ می کردندبطور تصاعدی به سمت دیگر که استوانه را بسمت سرنگونی سوق می دادند اضافه می شوند.

خوب این دو پدیده متفاوت هستند اما در داشتن نقطه بحرانی مشترکند. حال با داشتن این دو نوع مدل از تغییرات ناگهانی به مسئله انقلاب نگاه می کنیم.

شکست:
برای تحلیل از دید شکست مدلی از جامعه بصورت وضعیت طبقاتی- هرمی شاید مناسب باشد.که در کف هرم مردم عادی شامل کارمندان و کارگران قرار دارند و در راس هرم حاکمین. حاکمین  مدیریت خود را برمردم  توسط سازمانها و نهادهای اجرایی و قضایی اعمال می کنند.آنچه که مسلم است هر حاکمیتی برای نگهداری خویش مقداری از بار را بر روی دوش مردم می گذاردکه حداقل آن مالیات هاست .حال اگرهزینه حکومت به هر دلیلی بالا رود مثلا بدلیل فساد یا ناکارآمدی فشاری که بر مردم وارد می شود بیشتر می گردد. خوب واکنش مردم به این فشار افزوده شده می تواند تا حدودی قابل پیش بینی باشد. کاهش هزینه خانواریا کوچک شدن سفره آن ،متلاشی شدن خانواده عده ای، افزایش جرم وفحشا و...اما فروپاشی یا شکست را نمی توان به این زودیها انتطار داشت چه آنکه حاکمیت می تواند با سرکوب لبه تیز نارضایتی های مردم را از سمت خود بر گرداند تا مردم یکدیگر را نشانه بگیرند یعنی تنازع بقا. البته نکته مهمی در نوع سرکوب وجود دارد که هر مخالفتی با حاکمیت بشدت سرکوب شود اما در سوی دیگر دست دزدها و جنایتکاران را باز بگذارند تا خشم مردم در خود مردم مستهلک شود. سیاستی که هم اکنون جمهوری اسلامی هم بکارمی برد.اما بهرحال حاکمیت فاسد با سرکوب مخالفت ها و خرد کردن دهان منتقدین به تدریج به هیولایی سنگین وحجیم تبدیل می شود که دیگر برای نفس کشیدن مردم هم جای نمی ماند حتی دزدها وجانیان هم در امان نیستند در این هنگام است که فروپاشی اتفاق می افتد. مدل انقلاب تونس را می توان از نوع شکست ارزیابی کرد که فساد گسترده طبقه حاکم تونس را به جامعه ای یکدست فقیر تبدیل کرده بود و خود سوزی یک جوان لحظه شکست را در آن جامعه رقم زد. اما امید بستن به این نوع از انقلاب در ایران بسیار زود است. مردم ایران تا چند سال پیش زندگی نرمالی داشتند و به حد قابل توجهی از یک زندگی مدنی به همراه احترام رسیده بودند که البته با ظهور احمدی نژاد ایران وارد این سیر تاریک شده است اما تا تکمیل شدن این فرآیند بنظر می رسد سالیانی مانده است. البته این موضع جای بحث دارد وشاید در مقالات عادی به آن بپردازیم.بعنوان مثال شاید سیاست های دستوریشان درحوزه مسکن  باعث نوع پیچیده ای از تنش ها شود. چرا که شرط بقای یک حکومت فاسد عدم مداخله در کنش های بین مردم است که در صورت این نوع مداخله مسئله بنوعی پیچیده تر می شود.

بازخورد مثبت:
در یک سیستم خطی، یا بازخورد مثبت وجود دارد یا ندارد اما در یک سیستم غیر خطی نظیر جامعه انسانی تغییر وضعیت سیستم می تواند آنرا در وضعیت بازخورد مثبت قرار دهد. انقلاب سال 57 درایران را می توان از این نوع دانست چرا که وضعیت معیشتی و آزدای های اجتماعی در وضع مناسبی قرار داشته  اما بجهت تزریق ذهنیت انقلابی از سوی گروه های مختلف در ذهن مردم و البته ناغافل بودن شاه از آنچه که در بطن جامعه رشد کرده بوده با تحریک مقاله رشیدی مطلق فرآیند افزونگی مثبت شروع می شود. آنچه که می توان گفت اینستکه ذهنیت انقلابی دوره طفولبت خود را در طی 14 سال طی کرده بوده ودر مدت کمتر از یکسال بطور تصاعدی به موجودی بالغ تبدیل شده است. حال بطور مختصر خوب است که اینجا ذکر شود که چنین نوجوانی در ذهن ایرانیان شکل گرفته و برای سوق دادن آن به سمت بلوغ بحث شدن بر روی این پدیده می تواندبسیار کمک نماید به عبارت دیگر آن نوعی از انقلاب که در ایران پتانسیل بالایی دارد از نوع بازخورد مثبت است که باید برروی آن بیشتر بحث شود.

۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه

وقوع انقلاب در ایران(1)


در مقاله قبل ضمن ارائه پیشنهاد استراتژی نوعی از مبارزه که نگاهش معطوف به بطن جامعه است دوبخش مهم را برای به ثمر رساندن این روش مبارزه برشمردیم. اول پیش بینی زمان اوجگیری خشم و تنفر فراگیر مردم نسبت به حاکمیت و دوم آماده سازی افرادی که آنها را مبارزان حرفه ای نامیدیم برای پیاده سازی نوعی از فعالیت های بدون خشونت هدفمند در زمان مناسب که باعث قیام وخیزش همگانی مردم علیه حکومت شود. لذا طی چند مقاله سعی خواهیم کرد تا با استفاده از متدولوژی های مطرح جهت تحلیل وضعیت انقلابی در یک جامعه سعی به تخمین زمانی که ایران می تواند دوباره در وضعیت انقلابی قرار گیرد بپردازیم. در این مقاله ابتدا روش های تحلیل انقلاب را بطور مختصر ارائه می شوند و سپس روش هایی که می تواند ما را در تخمین زمان انقلاب یاری دهد انتخاب می کنیم.
با رجوع به صفحه انقلاب ویکی پدیا به زبان انگلیسی به روش های تحلیلی انقلابات برمی خوریم. که شامل چهار نسل می باشند.
نسل اول رویکردی توصیفی برای انقلاب دارند و در توضیح این توصیفات به تئوری های روانشناسی اجتماعی و جمعیت متوسل می شوند.
نسل دوم  سعی به وارد شدن به جزییات اینکه چرا ،چگونه و به چه هنگامی انقلاب روی می دهد  دارند وابزار ایشان برای این تحلیل ها تئوریهای رفتارشناسی اجتماعی است که از سه گروه مجزا می توانند برگفته شوند. روانشناسی ،جامعه شناسی و علوم سیاسی.
در روش مبتنی بر روانشناسی از تئوری های روانشناسی شناختی و روانشانسی ناامیدی-پرخاش بهره می جویند. آنها اعتقاد دارند که ریشه انقلاب در وضعیت ذهنی توده ها است و اینکه دلیل اولیه انقلاب  یاس گسترده در جامعه است.
جامعه شناس ها  جامعه را بعنوان یک سیستم در نظر می گیرند که در حالت پایدار به تعادلی بین منابع ، تقاضا ها و زیر سیستم های فرهنگی سیاسی رسیده است. سپس با بحث کردن برروی اینکه چه عواملی می تواند این تعادل را برهم زند انقلاب را یک ناپایداری شدید در وضعیت تعادلی فعلی تعریف می کنند.
علوم سیاسی ها انقلاب را نتیجه جنگ قدرت بین گروه های سیاسی یک جامعه می دانند. طبق نظریه ایشان انقلاب هنگامی روی میدهد که دو یا چند گروه در یک فرآیند تصمیم سازی نرمال به تفاهم نرسند و درپی آن یک گروه توانایی بکارگیری زور را علیه دیگران برای عقب راندنشان داشته باشد.
بطور کلی نسل دوم اعتقاد دارند که قبل از وقوع انقلا ب جامعه تغییر وضعیت می دهد و در این وضعیت ثانوی وقوع حادثه ای (جنگ، شورش، قحطی )شروع انقلاب را رقم می زند که البته وقوع حادثه مذکور در وضعیت قبلی نمی توانسته شروع کننده انقلاب باشد. حال اگر رهبران حاکمیت از تغییر وضعیت جامعه آگاه شوند می توانند با توسل به سیاست هایی نظیر اصلاحات و یا سرکوب از وقوع آن جلوگیری کنند.
 تئوری های نسل دوم توسط نسل سوم نظریه پردازان انقلاب بدلیل آنکه پوشش دهنده جغرافیای محدودی بوده و همچنین تجربه پذیر نبوده اند مورد نقد قرار می گیرند. که باعث رجوع دوباره به نظریات انقلابی مارکسیستی که ریشه در تحلیل های طبقاتی داشته می شود و با اعمال تفییراتی در نظریات مارکسیستی نسل سوم را پدید می آورند.
اما وقوع نسل جدیدی از انقلابات شامل انقلاب ایران ،نیکاراگوئه، انقلاب قدرت مردم در فیلیپین و خزان ملت ها در اروپا که با هیچکدام از نظریات قبلی سازگار نبود نسل چهارم نظریه پردازان انقلاب را بوجود آورد. دراین نسل سه گروه تحلیل گر بوجود آمدند گروه اول با اصلاح نظریات ساختاری سعی در توصیف وقایع جدید داشتند گروه دوم با در نظر گرفتن ایدئولوژی و فرهنگ بعنوان پارامترهای جدید تحلیل خود را پایه ریزی کردند و گروه آخر با تعریف مفهوم" جنبش های اجتماعی" تئوری های خود را توسعه دادند. 
 برای محقق علوم مهندسی که عمده روش تحقیقش شروع از جزییات و بدیهیات و رسیدن به قضایای پیچیده و بزرگ است شاید جذاب ترین روش تحقیق در میان این چهار نسل، نسل دوم باشد. آنچه که مسلم است روش تحقیق در علوم انسانی  متفاوت با علوم طبیعی است که علت آنهم محدود بودن  تعداد وقوع یک فرآیند مثلا انقلاب است و دلیل مهم دیگر تجربه ناپذیر بودن نظریات. اما بهر حال داشتن ذائقه علوم تجربی مرا به این سمت متمایل می سازد که با این ذهنیت به مسئله انقلاب در جغرافیای ایران نگاهی بیندازم شاید که مفید واقع شود. البته شاید این سوال مطرح شود که نسل دوم نظریه پردازی مسلما کاستی هایی داشته که محققین از تئوری های آن عبور کرده اند. اما با نگاه کردن به دلایل مخالفت با این سبک تحلیل اشکال عمده ای که به آن وارد می شود توصیف کردن انقلاب هایی محدود بوده است. در جواب این نقیصه می توان گفت که تحلیل از جزء به کل در سیستم های پیچیده و غیر خطی همواره دشوار بوده است و اگر قوانینی از آن سیستم از دید تحلیل گر مغفول بماند می تواند به نتایج اشتباه منجر شود. در تحلیل های علوم انسانی بسیار می کوشند تا با نظرسنجی و انجام آزمایشهای روانشناسی مختلف برای قوانینشان پشتوانه ای ایجاد کنند اما بدلیل دشوار بودن بسیاری از آزمایش ها و شاید هم در بسیاری از مواقع غیر ممکن بودن آنها، مهمترین ابزار آنها در تحلیل ابزار فلسفی خواهد بود. که شامل مشاهده اتفاقات و دادن نظریه ای کلی که آن اتقاقت بخشی از کل نظریه را تشکیل می دهند است. شاید مهمترین مشاهدات یک محقق هم خود و اطرفیانش است و به همین دلیل شاید برای دقیق ترین محقق علوم انسانی که نظریه ای جدید ارائه می کند برد نظریاتش جامعه خودش باشد وصد البته پس از ایجاد بابی جدید محققین دیگر با اضافه نمودن و کم کردن بخش هایی به آن سعی در فراگیرکردن آن می نمایند. حال با این دید می توان از متدولوژی آنها برای وضعیت ایران امروز استفاده کرد با درنظرگرفتن فکت های جامعه ایرانی.