۱۳۸۹ مهر ۲۷, سه‌شنبه

سرنگونی جمهوری اسلامی

من این مقاله را که در ادامه خواهد آمد حدود ۲ هفته پیش برای خودنویس ارسال کردم که به دلایل زیر توسط ان سایت رد شد:
"جناب آقای روزبه جهانگیری
مقالاتی که جنبه فراخوان داشته باشند و نحوه دقیق و بدون هزینه یک عملیات اجتماعی را نشان ندهند، اماکان انتشار در خودنویس را نمی یابند.
البته چنین نوشته‌هایی از محدوده شهروند روزنامه‌نگاری هم بیرونند، اما اگر مسوولیتی را بر ما به عنوان ناشر وارد نیاورند، منتشر می‌کنیم.
برخی از گزینه‌های جنابعالی امکان انتشار در خودنویس را ندارند و چون مایل به حذف چیزی نیستیم و ممکن است با حذف یک بخش به کل مقاله شما آسیب وارد آید، منتشر نکردیم.
ارادت
نیک آهنگ "

اگر این مقاله را بخوانید خواهید دید که ارایه پیشنهاد است چیزی که هر روز در بسیاری از بلاگها و سایت ها انجام میشود بر روی انها  بحث  میشود و در نهایت از دل این بحث ها طرحی بیرون می اید. پس اینکه من بیایم جزییات طرحی را بگذارم  تا مطلب منتشر شهر به نوعی بهانه جویی از سوی آنهاست. اما من دو علت را میتوانم برای این موضوع ذکر کنم
۱. اعلام فراخوان برای تجمع  در تهران هنگام  سفر احمدی نژاد به لبنان بازی با دم هیولایی به نام جمهوری اسلامی است که میتواند تبعات سنگینی برای گردانندگان ان سایت داشته باشد. چه آنکه آنها ترجیح میدهند از سرو کول میرحسین و کروبی بالا بروند و ناجوانمردانه به آنها که به حد کافی از سگان جمهوری اسلامی ضربه میخورند خنجرهای ظاهر آلودشان را هم وارد کنند. تا اینکه به ظلم مجسم و بدون شبهه امروز(حکومت خونریز جمهوری اسلامی) بپردازند.
۲. وابستگی غیر قابل انکار این سایت به مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق که در ان مقاله از روشهای آنها انتقاد هم شده بود.
به همین دلیل ترجیح دادم که بلاگی ایجاد کنم مطالب خود را در ان بگذارم و هرجا که توانستم انها را لینک کنم. تا بعد خدا چه خواهد      
 و اما مقاله :

                                          سرنگونی جمهوری اسلامی
  
من واقعا نمی دانم  میرحسین و کروبی به این نتیجه رسیده اند که رژیم باید سرنگون شودیا نه. این اشتباه است که براساس موضع گیری های آنها که مثلا می گویند خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستیم این نتیجه گیری شود که آنها خواستار بقای این رژیمند. به هر حال آنها در داخل ایرانند و حکومت خونریز ایران هم منتظر خارج شدن حرفی مبتنی بر براندازی از دهان آنهاست تا کارشان را یکسره سازد. اما شاهدی هم ندارم که بگویم آنها براندازند الا اینکه می دانند تقابل آنها با این حکومت بحث مرگ و حیات است. نتیجه این بازی حذف یکطرف است یا حکومت یا آنها لذا راهی جز سرنگونی جمهوری اسلامی ندارند اما خوب آدمیزاد است و این خصلت اکثر ماست که خود را در تنگناها با امید وآرزو ومنتظر معجزه ماندن آرام کنیم.
آنچه که می توان از شواهد وقراین فهمید آنستکه کار به بن بست خورده است، حکومت از خود حداکثر سبوعیت را نشان داده و مردم را زمینگیر کرده است رهبران جنبش هم با دادن بیانیه های فعلا از این ستون به آن ستون می کنند و به احتمال زیاد منتظر فشارهای اقتصادی بر توده مردم و شورش های پس از آنند شاید از این میان کمر حکومت بشکند. اما نکته مهمی وجود دارد که بنی صدر هم به آن اشاره کرد از مردم خرد شده و تحقیر شده در زیر بار فشار اقتصادی انتظار برومندی و ایستادگی در برابر سیستم سرکوب اشتباه است. آنچه که من می دانم برای سرنگونی تا وقت باقی است شامل مراحل زیر می شود:
1.توده مردم باید متوجه شوند که اتفاقی در شرف وقوع است. مجاهدین خلق و چریک های فدایی خلق در زمان شاه می خواستند اینکار را با ترور وانفجار انجام دهند غافل از اینکه ریختن خون باعث ترس وبدنبال آن تنفر مردم می شود خوشبختانه توده مردم قلب مهربانی دارند و خونریزی با هر توجیهی  روحیه انسانی ایشان را می آزارد. پس راه چیست؟ علی الخصوص حال که تجمعات بشدت هم سرکوب می شود. مسلما شعار نویسی و پخش شب نامه شروع خوبی است اما کافی نیست مردم باید چهره غیر طبیعی شهر را هم ببینند. آنهایی که در حوالی مناطق مرکزی تهران وشمال آن زندگی می کنند آین شرایط رابارها دیده اند و از همین رو هم هست که هنوز پا در رکاب اتفاقات هستند و در هر فرصتی که پیش آید از خود حرکتی نشان می دهند اما مناطق دیگر شهر چطور.آنچه که بنظر می رسد مهمترین کار برای شروع برنامه ریزی تجمعات در مناطق دیگر تهران است. که لازمه آن بررسی جعرافیایی و ترافیکی منطقه و همجنین شرایط امنیتی آن می باشد به این معنا که اگر حکومت بخواهد برای مقابله با تجمع فرضی تدارک ببیند از چه مکان هایی برای دپو نیرو و امکانات استفاده می کند خیابان های اصلی کدامند فرعی ها چگونه اند و... نکته مهم دیگر آنستکه حصور نیروی سرکوبگر خود نشان دهنده وضعیت غیر عادی است. همین که اعلام شود مثلا در شهر ری نزدیک حرم شاه عبدالعطیم در غروب پنجشنبه تجمعی خواهد بود و جماعت سرکوبگر در آنحا حاضر شوند بهترین پیام را برای مردمی که از نقاط مختلف تهران برای زیارت می آیند خواهد داشت.
2.امنیتی کردن سطح شهر باید با فراخوانی هایی از این دست و بطور پی دری پی برای مدتی ادامه یابد تا این احساس در مردم ایجاد شود که  اتفاق مهم در حال روی دادن است و اگر از خود مایه بگذارند عبس نخواهد بود و می تواند نتیجه بخش باشد. هنگامیکه این ذهنیت ایجاد شد و همدلی مردم هم با فریادهای شبانه شان برسر بام ها محکم تر گردید نوبت به مرحله بعدی می رسد
3. فراخوان برای اعتصاب که از مدارس و دانشگاه ها شروع می شود وبه ادارات و شرکت های دولتی ختم می شود.
4.  و درانتها تصاحب مراکز نظامی و ارتباطی
مسلما هر کدام ا ز مراحل فوق جزییات بی شمار واما واگرهای زیادی دارند. اما برای سرنکونی حکومتی مانند جمهوری اساامی اجتناب  نا پذیر هستند. هدف از این مقاله هم جلب توجه به فاز اول بود که ما موظفیم شرایط ویژه مملکت را برای مردم ملموس تر نماییم. مسلما بکار بردن ابتکارات و هوشمندی سلاح ما در مقابله با دستگاهی مجهز ، وقیح و خونریز است. که مثلا بنده خود در بخش تکنیکی آن ایده های خوبی دارم که به دلایلی اینا ذکر نمی کنم.
نکته مهم دیگر انجام این 4 مرحله در زمانی کوتاه است. مثلا 3 ماه که این هم برگرفته از تجربه شکست خورده  کرو ههای چریکی است که زمان زیادی را صرف کادر سازی می کردند و سعی داشتند با انجام جرکت ها ی کوچک و تدریجی بطن جامعه را تکان دهند که به دلایل واضحی آن اتفاق نیفتاد.
و درآخر هم یک شروع خوب برای تکان دادن جامعه سفر احمدی نژاد به لبنان است. او می خواهد از استقبال مردم لبنان بهره برداری رسانه ای نماید در صورتیکه اگر ما هم زمان فراخوان تجمع دهیم و نظر دوربین ها را به ایران جلب نماییم ضربه ای کاری به حکومت فاسد جمهوری اسلامی زده ایم که می تواند به دنبال خود  شرایط اجتماعات بعدی و کاری تر را فراهم آورد.