۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

برآوردی از آرایش نیروهای سرکوبگر در روز25 بهمن


پیروزی چیزی دور از دسترسی نیست اگر باهوش باشیم و از چگونگی وقوع فرآیندها مطلع باشیم. پیرو مقاله قبلی سعی می کنم توصیفی از آرایش نیروهای ضد شورش و لباس شخصی ارائه کنم تا بتوانیم به این بحث بپردازیم که برا ی خرد کردن این آرایش چگونه می توان رفتار کرد.

 ابتدا تخمینی از نفرات:
مسیرمیدان امام حسین تا میدان آزادی 17 کیلومتر است، برای آنکه بتوانند این مسیر را قرق کنند بعلاوه خیابانهای اصلی دیگری نظیر حافط ولیعصروکریم خان حدودا احتیاج به ۱۵۰۰۰ نیروی سرکوبگر دارند که البته  در صورت وقوع درگیری  بصورت دسته  های 20 نفره آرایش می گیرند. حال سوال اساسی این است آنها چگونه میخواهند این ۱۵۰۰۰ نفر را تامین کنند. چه تعدادی نیروی ضد شورش حرفه ای چه تعدادی بسیجی. گرد آوری چنین نیرویی البته کار ساده ای نیست. این جمعیت یک لشگر است که من بعید می دانم آنها لشکری از نیروهای ضد شورش دراختیار داشته باشند. آنچه که برآورد من است آنها یک تیپ  ضد شورش در حدود 4000 نفر دراختیار دارند که نیمی از آن باید در حال استراحت باشد. و لذا مجبور خواهند بود بقیه نفرات (۱۳۰۰۰نفر)را با نیروهای بسیجی پر کنند. که ابته با همین تعداد هم باید در حال آماده باش در پایگاههای مربوطه باشند. مسلما آماده کردن این تعداد بسیجی نیز کار ساده ای نیست اما طبق گفته سازگارا آنها قصد دارند نفراتی که برای 22 بهمن به تهران می آورند را تا 25 بهمن به همین دلیل نگه دارند. کسانی که به سربازی رفته اند میدانند هیچ  وضعیتی بدتر از آماده باش نمی تواند شرایط روانی نیرو را بهم بریزدآنهم برای سه روز بدور از شهر و خانواده  مسلما باعث افت روحیه این نیروها خواهد شد .
اما مسئله مهمتر از خیابان انقلاب -آزادی . خیابانها و فرعی های منتهی به آنهاست که تجمعات اولیه در آنها شکل می گیرد(حدود 20 خیابان اصلی و 50 فرعی). مسلما براساس محاسباتی که انجام شد آنها توانایی قرق این خیابان ها را نخواهند داشت و بنابرتجارب قبلی از روش همیشگی شان استفاده خواهند کرد. حضور نفرات نفوذی با ظاهری غلط انداز در هر خیابان .هرکدام از این افراد موظف  به جابجایی مستمر د رحوزه مسئولیتش است. اگر تجمعی بیش از حد در هر فرعی صورت گیرد وظیفه این فرد اطلاع به  ستادهای فرماندهی است. در ستادهای فرماندهی براساس اولویت دسته ای موتوری را جهت متلاشی کردن تجمعات در فرعی ها می فرستند. البته گشت های اتفاقی نیز جزو برنامه آنها خواهد بود.
شاید بتوان گفت که کلیدی ترین نیروهای سرکوب نفرات موتور سوار هستند ولذا دانستن تعداد آنها برای ما می توانداهمیت داشته باشد. تخمین من از آنها حدود 500 نفر است که هر دو نفر هم بر یک موتو ر سوار می شوند. یعنی 250 موتور.هر دسته موتور سوارنیز شامل 20 الی 30 نفر هستندو با توجه به محدودیت نفرات موتور سوار فلج کردن هر موتور کمک بسیار بزرگی می تواند باشد. بعلاوه شناسایی و خنثی کردن نفراتی که مسئول گزارش دادن وضعیت فرعی ها هستند نیز می تواند کمک کند.
مسئله بعدی  پایگا ههای پشتیبانی این نیروهاست. مهمترین این پایگاه ها لانه جاسوسی و ورزشگاه شهید شیرودی است که در آنها امکان دپو نیرو و تجهیزات وجود دارداما مسلما از هر پایگاه بسیج نیز بعنوان پشتیبان استفاده خواهد شد اگر دوستان بتوانند لیست این مقرها را در بیاورند نیز اطلاعات مفیدی خواهند بود.
و آخرین موضوع ستادهای فرماندهی این نیروهاست، چه کسانی پشت مدیریت این نیروها قرار می گیرند و در چه ساختمانهایی نیز در مرحله ای خاص حتما بکار می آید.
اما راه شکستن چنین آرایشی بستگی به تعداد نفراتی دارد که قصد حضور در راهپیمایی را دارند. اگر پتانسیل جمعیتی حدود 50 هزار نفر در پشت مرزهای سرکوب وجود داشته باشد. آنگاه فعایت چند دسته 20 نفری هماهنگ می تواند این پتانسیل را به جنبش در آورد. مهمترین وظیفه این دسته ها فلج کردن نیروهای موتوری است تا بتوانند هسته اولیه تجمعات را شکل دهند.

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

تحلیل وضعیت های پیش رو در روز25 بهمن

موفقیت حاصل تلاقی آمادگی و شانس مساعد است. آمادگی و آگاهی شرط لازم دسترسی به مطلوب هستند اما کافی نیستند وقایعی که  کنترل آنها خارج از دستان ماست می توانند بگونه ای رخ دهند که با تمام زحمات و تلاش هایمان، به هدفمان نرسیم . البته حالت دیگر هم ممکن است که سلسله اتفاقات جبران کم کاری را بکنند. اما به هر حال وضعیت بهینه اینستکه ما همواره دانش و توانایی خود را افزایش دهیم تا احتمال وقوع وضعیت  مطلوب افزایش یابد. این مقدمه را از آن جهت گفتم که خروجی راهپیمایی 25 بهمن را نمی توانیم پیش بینی کنیم اما می توانیم شرایط محتمل را بررسی کنیم وخود را برای آنروز بهتر آماده نماییم..
این را می دانیم که هدف رسمی و پایه راهپیمایی، حمایت از جنبش مردم در مصر و تونس است . اما کسی نمی داند چه اتفاقاتی قرار است در آن روز رقم بخورد چند نفر از سمت مردم می آیند در سمت حاکمیت چه سیاستی را دنبال خواهند کرد و مواجهه این دو جبهه به چه وضعیتی منجر می شود. اما ما می توانیم با در نظر گرفتن حالات مختلف خود را برای شرایط گوناگون آماده کنیم. برای تحلیل وضعیتی را در نظر می گیریم که در سمت حاکمیت خیابانها پر از نیروهای سرکوبگر شده باشند که  به احتمال بالایی  اینگونه هم خواهد بود اما در سمت مردم:


1.تعداد قابل توجهی از مردم نیایند، در این وضعیت آنچه که می توان انتظار داشت تجمع های کوچک و پراکنده خواهد بود. البته بهترین روش کنش در چنین وضعیتی تمرکز برروی اهداف حداقلی که همان حمایت ازمصر و تونس است باید باشد با دو فاکتور که اولا این حمایت ها از سوی جنبش سبز است دوم اینکه شعارها طعنه هایی هم به دیکتاتورهای وطنی بزند، اما سردادن شعارهای مستقیم علیه جمهوری اسلامی بنظر منطقی نمیرسد چرا که باعث افزایش دستگیری ها و سرکوب شدید می شود.

2.جمعیت بالایی حضور یابند. در اینصورت 25 بهمن می تواند روز سرنوشت سازی برای جنبش سبز باشد. نقطه آغاز پایین کشیدن جمهوری اسلامی، به شرط آنکه در خیابانها بتوانیم مقاومت کنیم و صحنه تظاهرات را به مناطق دیگر شهر هم بکشانیم. بنظر میرسد ما خودرا برای وضعیت دوم آماده نکرده ایم . شاید این شرایط برای عده ای غیر واقعی و دور از دسترس بنظر رسد. منهم در این مقاله سعی در تقویت این نظر ندارم اما تحلیل این وضعیت ونیازمندیهایش هیچ ضرری ندارد و با فرض کمی هم اگر اتفاق بیفتد آگاهی ما از نیازمندیهایش بسیار مفید می تواند باشد. در این وضعیت چیزی که مسلم است احتمال درگیر شدن نیروهای سرکوبگر و مردم بسیار بالامی رود و این خود می تواند ما را در وضعیت ناآرامی های گسترده در سطح شهر قرار دهد. اگر ما به این وضعیت وارد شدیم وقوف ما به نکات زیر با توجه به تجارب سال گذشته و اتفاقت مصر می تواند بسیار راهگشا باشد.

1-2.  حل کردن مسئله ترس با خود در این چند روز، غلبه بر ترس های مختلفی که در چنین شرایطی به سراغ انسان می آید. کشته شدن، دستگیر شدن، شناسایی و گرفتار شدن در روزهای بعدی و... با اتکا به این حقایق که ما برای پیروزی آمده ایم لذا دستگیری و شناسایی اهمیتی ندارد هنگامیکه در مدتی کوتاه جمهوری اسلامی ساقط می شود . اما ترس از مرگ اگر مذهبی هستیم که این اعتقاد همواره با ما بوده است که مرگ دست خداست ولی کیفیت زندگی به عمل ما بستگی دارد. اگر هم مذهبی نیستیم بر آمارو احتمال تکیه کنیم که از ده ها هزار نفر که  دردرگیری ها مشارکت می کنند مثلا 100  نفر کشته می شوند که احتمال وقوع آن برای من شاید معادل احتما ل وقوع مرگ من در سقوط هواپیما یا تصادفات جاده ای و... باشد. لذا عقب نشینی من از میدان نبرد مثال خود کشی از ترس مرگ خواهد بود. ما البته این نکته را همواره باید درنظر بگیریم که ما درنبرد در چنین وضعیتی مزیت هایی نسبت به مصر داریم و یکی از مهمترین آنها وجود ارتش است که در صورت اسلحه کشیدن سپاه با تقاضای مردم حتما به مردم خواهد پیوست. والبته با توجه به خبرهایی که از زبان خود حاکمیت هم درز پیدا کرده بدنه سپاه هم با مردم است.

2-2.  تشکیل سریع تیم های فرماندهی میانی  و برقرای ارتباط بین آنها ، نقطه ضعفی که ما در سال گذشته داشتیم اما مصری ها آنرا رعایت کردن. نوع درگیری های آنها و سازماندهی ایشان نشان از وجود یک فرماندهی قوی در پشت مقاومت هاست. کسانی که در خود توانایی چنین مسئولیتی را می بینند باید به جزییات آن در این مدت بیشتر بیاندیشند

3-2. پشتیبانی مدام نفرات درگیر، رساندن مواد غذایی، پتوو... که مهمترین روش آن جمع آوری از خانه های اطراف خواهد بود.

4-2. افزایش آگاهی ما از پایگاه ها پشتیبانی نیروهای سرکوبگر تعداد نفرات آنها  وطریقه آرایش و تحرک آنها، که من امیدوارم کسانی از جنبش سبز که با این سیستم آشنایی دارند در این چند روزه اطلاعات مناسبی را در اختیار  عموم بگذارند.