بیانیه اخیر میرحسین که به مناسبت عاشورا نگارش شده است با یاد آوری وقایع کربلا و حوادث پس از آن قصد ارائه راهکار به جنبش سبز را دارد. حکومتی غاصب وفاسد خون مردمان حق طلب را به جهت حق جویی ریخته و حال ما باید ندای مظلومیت آنها را فریا کنیم شاید که مردمان بی تفاوت و ترسیده به خود آیند و بساط ظالمین را برچینند. اما قیاس میرحسین حلقه مفقود شده مهمی دارد. در اتفاقات یکسال اخیر حسینی به شهادت نرسیده است.
حسین سال 61 هجری نوه پیامبر اسلام بود که در ذهن صحابه علاقه بالای پیامبر به او برجا مانده بود. حسین فرزند علی و زهرا بود. حسین شخصیت برجسته و تاثیر گذار زمان خود بود که با گفتن نه به یزید و فریاد کردن فساد و هرزگی وی عظم جهاد با وی را نمود. هزاران هزار نامه مردم کوفه برای او حجتی بود تا قیام کند واما هنگامیکه آنها با تهدید وتطمیع به کنج خانه خود خزیدند آن جمله معروف را گفت که" اگر دین جد من با خون من زنده می ماند ای شمشیرها مرا فرا گیرید". و شهادت چنین مردی بود که خفتگان آنروز را به خونخواهی حسین برانگیخت.
جناب میرحسین ما عزیزان بسیاری را در این مدت از دست داده ایم اما آنها حسین نبودند. تنها کسی که می تواند حسین باشد شما هستید. من نمی گویم که راه حسین را برگزینید اما می گویم استراتژی زینبی بودن بدون شهادت حسین بی معناست. اگرچه شهر شلوغ شده است و هرکس وناکسی با آسمان وریسمان بافتن قیام حسین را طلب قدرت نمایش می دهد اما همگان در قصه بافی هایشان از این حقیقت فرار می کنند که او گفت "هیهات من الذله" یعنی من شهید مکارم اخلاقی و انسانیم. داستان امامان شیعه از منظر علمای آن اینستکه آنها موظف به پایبندی اصول اخلاقی بوده اند و در سیاست آنها فریب مردم جایی نداشته است به این معنی که آنها به خود این اجازه را نمی داده اند تا با تهدید وتطمیع و فریب مردم بر مسند قدرت بنشینند. که در تحلیل دنیوی این رفتار ایشان به بی سیاستی ترجمه می شود. اما ما مردمانی هستیم گرفتار خاک وگل. در مبارزه یک راه راه حسین است که اگر شما مرد این میدان هستید باید هستی خود را در این مبارزه بدون امید به زنده ماندن وارد نمایید، نقش همراه کوچک را بکناری بگذارید و رهبری جسور و پاک باخته باشید. و اگر نمی توانید نسخه زینبی بودن موضوعیتی ندارد. راه دیگر توسل به نوعی سیاستمداری است برای برانگیختن توده های مرم که دیگر راه حسین نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر